امیر خیامِ دهه چهلی خاطراتش با اهالی خونهی سِد نصرالدین رو تو این کتاب به اشتراک گذاشته و چه جمع و چه حالی! دلنشین و طناز و صمیمی. حالم خوب شد. همیشه خاطرات دههی چهل و پنجاه و شصت برام لذتبخشِ. اون وقت ها من نبودم ولی دلم برای حس و حال زندگی تو اون دههها تنگ میشه یه حسی پیدا میکنم از جنس این شعر: روزگار کودکی یادش بخیر/یاد شبهای خوش و شادش بخیر زندگی مثل سلامی ساده بود/زندگانی صبح و شامی ساده بود سفرهی نان و پنیری داشتیم/در نداری چشم سیری داشتیم وقت
برچسب:
نویسنده: کسری صادقی